حسين بن حسن خوارزمي

509

شرح فصوص الحكم

روحى بود به حيثيتى كه آن نفخ متميز نيست از اجزاى جسم او كه ماء محقّق است از مريم ، و ماء متوهّم است از جبرئيل و روح منفوخ در صورت عيسويه ، و متقدّم نشد حصول جسم او بر روحش ، پس تسويهء جسم او پيش از نفخ نبود چنان كه غير او راست . پس فرق حاصل باشد . فالموجودات كلها كلمات الله التي لا تنفد ، فإنها عن « كن » ، و كن كلمة الله . چون كلام شيخ - قدّس الله سرّه - در عيسى بود عليه السّلام ، كه كلمه اى است از كلمات حق - سبحانه و تعالى - صادره از قول « كن » ، اعقاب كرد به اينكه همهء موجودات كلمات اللَّه‌اند بىنهايت ، صادر گشته از قول « كن » ، كما قال تعالى : « إِنَّما أَمْرُه إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَه كُنْ فَيَكُونُ » « 60 » . و « كن » نيز كلمهء اوست ، و اصل تكوين كلمات ديگر است . و فرق او و كلمات آخر آنست كه كلمه « كن » كلمه اى است قوليه صادره از اسم متكلَّم ، و غير او كلمهء وجوديه است . « 61 » و اطلاق كلمات بر غير « كن » مجاز است از قبيل اطلاق اسم مسبب بر سبب بدين اعتبار ، اگر چه به اعتبار ديگر حقيقيه است كه كلمات قوليه و وجوديه عبارت است از تعيّنات واقعه بر نفس ، از آن كه قوليه واقع است بر نفس انسانى ، و وجوديه بر نفس رحمانى ، چنان كه در صدر كتاب گذشت و نيز خواهد آمد . فهل تنسب الكلمة إليه بحسب ما هو عليه فلا تعلم ماهيتها ، أو ينزل هو تعالى إلى صورة من يقول « كن » فيكون قول كن حقيقة لتلك الصورة التي نزل إليها و ظهر فيها ؟ ) * لام در « الكلمة » از براى عهد است و معهود كلمهء « كن » ، و ضمير « إليه » عايد به حق ، و قول او كه « فلا تعلم » « 62 » است ، و « فيكون » جواب شرط مقدّر است . و معنى آنست كه نسبت كرده مىشود كلمهء « كن » به حق - سبحانه و تعالى - بحسب آن چه حق بر وى است در مرتبه الهيتش ، يا نسبت كرده مىشود به دو - سبحانه و تعالى - بحسب تنزّل حق بسوى مرتبهء اكوان . پس اگر بحسب ما عليه الحق باشد در مقام الهيتش ، معلوم كرده نمىشود

--> « 60 » س 36 ى 82 . « 61 » قا : وجود است . « 62 » س 32 ى 17 .